| وزن | 137 گرم |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| نویسنده | هاجر رزم پا |
| ناشر | کتاب سده |
| سال انتشار | 1402 |
| تعداد صفحه | 170 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | پالتویی |
منتشر شده در داخل, Fiction: Persian داستانهای پارسی
آن چنانتر
$11.00
من هنوز توی همان شرکت نقشه کشی کار می کنم که سوده را آنجا دیدم. بیست سال است میز کارم کنار پنجره ای است که از پشت آن چنارهای ولیعصر را تماشا می کنم و اگر پاییز و زمستان هوا تمیز باشد، برف های نوک دماوند را. حالا مجبورم بگویم میزم را بیاورند طبقه ی اول، نزدیک در آسانسور. سال های اول سوده برایم فرم پر می کرد و دعوتنامه می فرستاد. وقتی مطمئن شد بعد رفتنش از دور نمی تواند چیزی را توی من عوض کند، زن یک وکیل آلمانی شد، دو تا دختر چشم آبی دنیا آورد و همان طوری که همیشه دلش می خواست من را تربیت کند آن ها را بار آورد.
دسترسی: 1 عدد در انبار




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.