| وزن | 202 گرم |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| نویسنده | هوشنگ گلشیری |
| ناشر | نیلوفر |
| سال انتشار | 1400 |
| تعداد صفحه | 168 |
| Book cover type | شومیز |
| قطع | رقعی |
جبه خانه
$10.00
در غروب يکی از روزها [ی تابستان] زنی نشسته در صندلیِ عقب ماشين بزرگ و سياه رنگی، پسر جوانی را که بعداً میفهميم دانشجوی پزشکی است و در پياده رو مشغول مطالعه جزوات درسی است، دعوت به سوار شدن میکند. پسر مردد میماند، به ياد نصيحتهای پدرش میافتد. زن اصرار میکند و سرانجام موفق میشود او را به خانه مجللش بکشاند. کمی بعد، جانی، شوهر انگليسی تبار زن که باهم در آفريقای جنوبی آشنا شدهاند، نيمه مـ ـست و نيمه عريان نزد آنها میآيد. زن با جانی همان طور رفتار میکند که با سگها و رانندهاش رحيم، که ظاهراً کر و لال است و با زنش فاطمه که خدمتکار خانه است در آن جا زندگی می کنند. در اين بين جانی دچار غش و تنگی نفس میشود. پسر با اين که «میداند آنجا کاری» ندارد، اما «چيزی مثل وظيفه که تاکنون حرفش را از استادش شنيده بود، تکانش» میدهد، پس به خلاف ميل زن، از راه تنفس مصنوعی حالِ جانی را جا میآورد.
ناموجود




نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.