هرچند تفاوت آشکاری میان پیروان بنیادگرای ادیان، ملیون متعصب، کمونیستهای دوآتشه و نازیهای افراطی برقرار است، اما این نیز حقیقتی است که تعصبِ برانگیزندهی آنان به حرکت، ممکن است از نوع واحدی باشد و یک نوع برخورد را بطلبد. همین موضوع را میتوان در مورد نیرویی عنوان کرد که آنها را به سوی توسعهطلبی و سلطهی جهانی میراند.
در همهی این موارد ایثار، ایمان، قدرتطلبی، وحدت و ازخودگذشتگی یکسانی دیده میشود. در مضمون آرمانها و آموزههای قدسی تفاوت زیادی برقرار است، اما برخی همسانیها نیز در میان عواملی که آنها را مؤثر میسازد، به چشم میخورد. کسی که، همچون پاسکال، دلایل متقنی برای سودمندی آموزههای مسیح مییابد، دلایلی نیز برای اثربخشی آموزههای کمونیستی، نازیسم و ناسیونالیسم خواهد یافت. با وجود اختلافهای موجود در آرمانهای قدسی که مردم بر سر آنها جان میبازند، شاید آنان اساسا برای امر یکسانی جانفشانی میکنند. در این کتاب عمدتا بر مرحلهی کنشی و احیاگرایانهی جنبشهای تودهوار تأکید میکنیم. این مرحله زیر سلطهی مرید راستین است ــ انسانی با ایمان تعصبآلود که آماده است جان خود را در راه آرمانی مقدس فدا کند.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.