فلسفۀ تحلیلی به بهای گُسستن از مسائل اساسی و بُنیادی فلسفی که فراتر از دغدغههای حلقۀ کوچکی از متخصّصین است، به کسوتِ رشتههای علمی در آمده است که وضوح روش و پیشرفت همهجانبۀ مشارکتی در صورتبندی و همسانسازی «نتایج» وجه مشخّصۀ آن است. بدینترتیب، پرداختن به مسائلی که بطور سنّتی مسائل اساسیِ فلسفه بوده است، دغدغۀ متفکّران قارّهای است، امّا از نظر کسانی که بیشتر به فلسفۀ تحلیلی گرایش دارند، آثار این متفکّران، هرگونه دغدغه به وضوح روش و پیشرفت همه جانبۀ مشارکتی را به خاطر ابهامی حساب شده و اغلب عامدانه، که این امر بیشتر خصلتِ کابرد شاعرانه از زبان به جای بحث ظاهراً استدلالی-منطقی است به گمراهی میکشانند.
منتشر شده در داخل, Philosophy فلسفه
نزاع ایدهها کارناپ کاسیرر و هایدگر
$10.00
یکی از حقایق مهم حیات فکری قرن بیستم، واگرایی بنیادی یا گسست بین سنّت فلسفیِ «تحلیلی» غالب در کشورهای انگلیسی زبان و سنّت فلسفی «قارّهای» مسلّط بر کشورهای اروپایی بوده است. بسیاری بر این باورند که سنّت تحلیلی ظاهراً به دلیل پرداختن به مسائل تخصّصی در تحلیل منطقی یا زبانشناختیِ زبان از مسائل معنوی نظیر معنای زندگی، ماهیت سرشت انسان و ویژگیهای جامعۀ خوب که دغدغۀ هر شخص متفکّری است، رویگردان شده است.
دسترسی: 1 عدد در انبار
| وزن | 178 گرم |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| نویسنده | مایکل فریدمن |
| مترجم | خسن بهزاد |
| ناشر | پیله |
| سال انتشار | 1405 |
| تعداد صفحه | 200 |
| Book cover type | شومیز |
| قطع | رقعی |





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.