پدر مرد سادهای بوده، از نسلی که در بلغارستان بعد از جنگ جهانی دوم بزرگ شده. زمین خالی و بیحاصل را میگرفته و کمکم به باغ تبدیل میکرده؛ درخت میکاشته، سبزی میکاشته، صبر میکرده. کتاب اما فقط در اتاق بیمارستان نمیماند. هر بار که راوی کنار پدر مینشیند، خاطرهای هم همراهش میآید؛ کودکی، خانه، سالهای سخت زندگی زیر نظام کمونیستی، قصههایی که پدر بارها تعریف کرده بود. این رفتوبرگشت بین حال و گذشته، ریتم اصلی کتاب را میسازد و باعث میشود خواننده دو پدر را همزمان ببیند: مردی که روی تخت بیمارستان دارد از دست میرود، و مردی که در خاطرهی پسرش هنوز وسط باغ ایستاده است.
پدر آدمی است با غیبتها، اشتباهها و خصلتهای عادی خودش؛ حتی باغبانیاش هم همیشه مرتب و آرام نیست. همین سادهماندن شخصیت پدر است که کتاب را از یک مرثیهی احساساتی معمولی دور نگه میدارد؛ گاسپادینف اجازه میدهد محبت، دلخوری و فاصله در کنار هم دیده شوند، بدون آنکه یکی را پررنگتر از دیگری نشان دهد.
آدم میرود، اما چیزی که کاشته همچنان رشد میکند؛ این ادامهیافتن اما کامل و مرتب نیست. باغ بدون باغبان هم میروید، هم بینظم میشود؛ علفهای هرز جای گیاههای کاشتهشده را میگیرند، مرزها محو میشوند. گاسپادینف با همین تصویر ساده نشان میدهد که فقدان چیزی بیشتر از نبودن یک نفر است؛ با مرگ پدر، بخشی از تاریخ شفاهی یک خانواده هم دارد گم میشود. نسلی که پدر به آن تعلق داشت، نسلی با سیگار، کار سخت و خاطرههای خاص خودش، کمکم دارد از صحنه میرود، و راوی با نوشتن سعی میکند تکههای آن را قبل از فراموشی، کنار هم بچیند.
آنچه کتاب «مرگ و باغبان» را از یک روایت معمولی دربارهی از دست دادن پدر جدا میکند، دقت آن به فاصلهی میان چیزی است که از یک آدم به یاد میماند و چیزی که واقعا در زندگیاش گذشته. راوی دارد گذشته را بازسازی میکند، اما این بازسازی هیچوقت کامل نیست؛ حافظه انتخاب میکند، چیزی را نگه میدارد و چیزی را رها میکند، درست مثل باغی که با گذر فصلها شکل عوض میکند. عنوان کتاب هم همین دوگانگی را در خودش دارد: مرگ چیزی را تمام میکند، اما باغ همچنان دارد رشد میکند. شاید همین تضاد ساده، سوالی است که کتاب تا آخر با آن همراه میماند: وقتی کسی از زندگی ما میرود، دقیقا چه چیزی از او باقی میماند، و آن چیز باقیمانده چقدر شبیه خود او بوده؟
مرگ و باغبان
$9.00
گئورگی گاسپادینف، نویسندهی بلغاری و برندهی جایزهی بینالمللی بوکر سال ۲۰۲۳ برای رمان «پناهگاه زمان»، رمان تازهاش «مرگ و باغبان» را در سال ۲۰۲۴ در بلغارستان منتشر کرد و ترجمهی انگلیسی آن به قلم آنجلا رودل، یک سال بعد به بازار آمد. خود گاسپادینف چند بار در مصاحبههایش گفته که برای این کتاب نمیشود یک ژانر ساده پیدا کرد؛ روی جلد نوشتهاند رمان، اما فضای آن به خاطرهنویسی نزدیکتر است. راوی، مردی که خیلی شبیه خود نویسنده است، کنار بستر پدرش مینشیند و روزهای آخر او را، وقتی سرطان ریه جانش را کمکم میگیرد، ثبت میکند. یک جمله در همان صفحات اول میآید که کل کتاب دور همان میچرخد: «پدرم باغبان بود. حالا او یک باغ است.» همین یک جمله، هم تصویر پدر را میسازد و هم مسیر داستان را نشان میدهد.
Availability: 1 in stock
| Weight | 173 g |
|---|---|
| Language | Persian |
| Writer | گئورگی گاسپادینف |
| Translator | سهراب طاووسی |
| Publisher | ثالث |
| Publication date | 1405 |
| Paperback | 212 pages(Persian) |
| Book cover type | شومیز |
| Book size | رقعی |





Reviews
There are no reviews yet.