«لوئیس سپولودا» یکی از آن خوششانسهای هوادار دولت دموکراتیک و البته کمونیست آلنده بود که توانست به مدد سازمانهای حقوق بشری از حبس ابد و تبعید نجات یافته و نوشتههای درخشانش را خلق کرده و به ما هبه کند. نویسندهی «پیرمردی که داستانهای عاشقانه میخواند»
با کتاب «سایهی آنچه بودیم» باز هم سراغ خاطرهی نیاکان ازدستشده رفته ولی اینبار بسیار نزدیکتر به دوران ما، از مردان و زنانی نوشته که با آرمانهای بزرگ و عزیزشان، زیر پوتین سربازان توحش به سایهای از آنچه بودند تبدیل شدند! رمان سایهی آنچه بودیم اما تلخی و دهشت نهفته در داستانش را به لایههای زیرین برده و مثل دیگر آثار سپولودا، شوخطبعی خواستنی و دلانگیزی در تکتک لحظهها و گفتوگوهایش جاری میکند. همین ترکیب محنت و طنّازی، خندههای سرخوشانه و اشکهای ناخواستهی توامانی را ممکن میکنند که هر خوانندهی حقیقی ادبیات خواهانشان است.





Reviews
There are no reviews yet.