در این جلد از مجموعهی «کارآگاه سیتو در ایران» کارآگاه سیتو و دستیارش چینمیادو به آبادان میروند. آنها در قایق روی رودخانه اروند و مشغول خوردن یخدربهشت هستند. قایق موتوری هی بالا و پایین و چپ و راست میرود و نمیگذارد کاراگاه و دستیارش راحت یخدربهشتشان بخورند. در همین اوضاع و احوال، چشم چینمیادو دستیار کارآگاه به چند شبح در ساحل میافتد که به دنبال هم میدوند.
وقتی قایق به ساحل نزدیک میشود آنها متوجه میشوند که اشباح در حال دویدن، چند مرد عرب با لباس سفید هستند که داد میزنند: «دزد، دزد». قایقران هم شروع میکند به دویدن دنبال مردها. اما قایقران نمیتواند به دزد برسد. ماموریت کارگاه و دستیارش از همین لحظه آغاز میشود. کارآگاه و دستیارش از قایق پیاده میشوند تا بفهمند چرا مرد فراری داخل استادیوم فوتبال رفته و وسط تماشاگران پنهان شده است.
در این جلد از مجموعه «کارآگاه سیتو در ایران» در قالب داستانی کارآگاهی و جذاب با شهر آبادان، دیدنیهای آن، غذاهای محلی و مردم خونگرم آبادان آشنا میشویم که علاقمند به فوتبال هم هستند.
«شمشیر در استادیوم فوتبال» کودکان را با داستانی جذاب و پرکشش سرگرم میکند و آنها را به شهر آبادان و میان مردم خونگرم این شهر میبرد.





Reviews
There are no reviews yet.